خورشید عالم تاب

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

تا... سقف آسمان

22 مهر 1394 توسط بندرجا

آسمان اول

عاشورا، دريچه اي به انتظاراست

مهدي(عجل الله فرجه)، ادامه حسين عليه السلام است و انتظار ادامه ي عاشورا.

مهدي عليه السلام، فرزند حسين عليه السلام است و فرهنگ انتظار برآمده از فرهنگ عاشورا وانتظار حسين ديگري را كشيدن. اين دو پيوندي ديرين و مستحكم با يكديگر دارند.

يكي، پشتوانه ي فرهنگي و زمينه ساز براي ديگري است. يكي، رمز حيات شيعه است و ديگري رمز بقاي آن.

يكي، رمز قيام و به پا خاستن شيعه است و ديگري عامل حفظ واستمرار آن.

مهدي (عليه السلام) وارث عاشورا است، همچنان كه حسين (عليه السلام) وارث پيامبران است.

عاشورا، دريچه اي به انتظار است و انتظار، تجلي آرزوها و آمال كربلا.

فرهنگ عاشورا، دستمايه ي اساسي و مايه ي شكوفايي و بالندگي منتظران مهدي عليه السلام در عصر انتظار است.

پيوند عاشورا و انتظار و حسين و مهدي، پيوند والد و مولد و نورٌ علي نور است.

انتظار، كربلايي ديگر است به وسعت همه ي جهان و مصاف حق و باطل است در زماني ديگر، با اين تفاوت كه اين بار، حق پيروز است و چهره ي باطل،  براي هميشه دفن مي شود.

انتظار همان كربلا است در وسعت همه ي زمين و در مقطع ديگري از تاريخ. در اين مقطع، فكرهاي رشيد از هر فرقه و ملتي، گلبانگ دعوت مهدوي را كه با ساخت و فطرت انسان ها همگون است لبيك مي گويند.

انتظار، ثمره ي كربلا است. بدون كربلا، انتظار بي معنا است. ياران مهدي، همه كربلايي اند و در فراز و فرود تاريخ، غربال شده و آبديده اند.  مگر مي توان بي عاشورا، انتظاري ديگر داشت؟ انتظاري بي عاشورا، انتظار بي پشتوانه است!

عاشورا، انتظار برآورده نشده شيعه است و انتظار،‌عاشوراي برآورده شده ي شيعه.

حركتي جهاني و به وسعت آمال همه انسان هاي تاريخ، پشتوانه و عقبه اي مي خواهد به استحكام كربلا كه هرگز به سردي و خاموشي نگرايد!

انتظار، ادامه ي عاشورا، غدير و بعثت است و ظهور، روز فرج و مخرج حسين (عليه السلام)  و ثمره ي خون او كه درشريان تاريخ به جوش آمده است.

انتظار بشارتي است به حق، بر همه ي دردها و آلام شيعه در كربلا و تاريخ.

 1 نظر

كوچه انتظار

22 مهر 1394 توسط بندرجا

ديدبان هاي منتظر!!!

سربرگ دريچه قلبم نوشته شده” راه هاي مرزي بسته شده تنها يك راه مانده وآن ديدبان هاي منتظر”

با خودم گفتم اين را از كجا يابم؛ امروزه كه ابرهاي تيره سبك شده به طوري كه ديگر آب باريكه اي براي بارش ندارند از خصوصيت ابر اين است كه بايد آنقدر سنگين شود تا ببارد. ولي چشمان منتظران در رسيدن به عمق انتظار لحظه شماري مي كند تا كه زمين اشكهاي جاري آنان را وصل به فصل انتظار كند!

فصل انتظار از قرن هاي متمادي گذر مي كند تا به آخر زمان ختم شود ولي در گذر اين سالها فصل تابستان قلب هاي پوشالي را تبديل به گرماي صفر درجه مي كند گويي به جاي عطش فراق، اوج قدرتمندي هواهاي شيطان صفت در قلب هاي زودگذران مستولي مي كند ودر فصل پاييز به جاي ريختن اشك هاي ندبه كنان، بال هاي پرندگاني خسته آسمان در برابر نور خورشيد ذوب مي شود. ودر فصل زمستان خواب بر تن هاي پژمرده طنين مي افكند.

تنها فصلي كه قلب ها را وصل به حقيقت انتظار مي كند فصل بهار است كه چشم هاي همه را در اوج وصال بينا مي كند.

 نظر دهید »

مركز شهر ... خيابان اصلي کربلا

22 مهر 1394 توسط بندرجا

اي دل مي ماني يا مي روي …

قافله عشق سفر خویش را آغاز كرد.یاران شتاب کنید. ای دل ! تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ قافله به سر منزل جاودان خویش نزدیک می شود … واین عاقبت كار عشق است مرکب امام به هر سوی که می رفته به سوی دیگرش سوق می دادند تا روز پنج شنبه دوم محرم سال 61 هـ ق به کربلا رسید. امام ایستاد و خطبه ای کربلایی خواند … زنهار ! آیا نمی بینید حق را که بدان عمل نمی شود و باطل را که از آن نهی نمی گردد. تا مومن به لقای خدا مشتاق شود. ای دل ، نیک بنگر که زبان رمز ، چه رازی را با تو می گوید « کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا » یعنی اگر چه قبله در کعبه است  ولی هرگاه علم قیام تو بلند شود عاشورا است …. کربلا آمیزیه کرب است و بلا … و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است و آن تشنگی که کربلا بیان کشیده اند ، تشنگی راز است . آن شراب طهور را که شنیده ای ، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش حسین است ، حسین(ع) از دست یار می نوشد و ما از دست حسین(ع) . الا یا ایها الساقی ادرکأساً وناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها، اینجا میعادگاه است….

( با ما منتظر بمان.)

 نظر دهید »

حیات خلوت عاشورائیان

22 مهر 1394 توسط بندرجا

اکنون بار دیگر بانگ الرحیل بر خاسته است و همان فریاد در آسمان بلند تاریخ طنین انداز گشته است و این بار راهیان کربلا ، این راحلان قافله عشق بدان لبیک گفته اند.

ای خدای حسین!

ائمه معصوم، ابواب رحمت اند و کشتی نجات . ما را از بازترین باب و سریعترین کشتی نجات ، محروم مساز.

ای خدای اباعبدالله !

«یا لَیتَنا کُنّا مَعَک » ما را آکنده از صداقت و اخلاص کن.

ای خدای کربلا!

ما را روز به روز با این حقیقت کربلایی که «مقربانت را جام بلا بیشتر می دهی »  آشنا تر کن.

ای پناه گاه من به هنگام فقر و مسکنت !(مناجات)

دلی که سایه از دست های تو دارد و جانی که در آغوش تو می زید، هرگز پریشان نمیشود . خاطر پریشان ما را به دست های خودت جمع کن!

 

 

 

 نظر دهید »

مناظره حضرت زینب سلام الله علیها با ابن زیاد

22 مهر 1394 توسط بندرجا

آن روز «عبیدالله بن زیاد» در كاخ خود دیدار عمومی ترتیب داده بود و دستور داده بود تا سر بریده امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در برابرش بگذارند. آنگاه زنان و كودكان را وارد كاخ نمودند.

زینب كبری ـ سلام الله علیها ـ در حالی كه كم ارزش‎ترین لباس‎های خود را به تن داشت در حالی كه زنان و كنیزان اطراف او را گرفته بودند، به صورت ناشناس وارد مجلس شد و بی‎اعتنا به دستگاه ابن زیاد، درگوشه‎ای نشست. عبیدالله چشمش به او افتاد و شكوه و متانت او توجه ابن زیاد را به خود جلب كرد.  پس پرسید: «این زن كه خود را كنار كشیده و دیگر زنان گردش جمع شده‎اند كیست؟»

زینب پاسخ نگفت. عبیدالله سؤال خود را تكرار كرد. یكی از كنیزان گفت: «او زینب ـ سلام الله علیها ـ دختر فاطمه دختر پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ است.»

عبیدالله رو به زینب كرد و گفت: «ستایش خدا را كه شما خانواده را رسوا ساخت و كشت و نشان داد كه آنچه می‎گفتید دروغی بیش نبود.»1

زینب پاسخ داد: «ستایش خدا را كه ما را به واسطه پیامبر خود (كه از خاندان ماست) گرامی داشت و از پلیدی پاك گردانید. جز فاسق رسوا نمی‎شود و جز بدكار، دروغ نمی‎گوید، و بد كار ما نیستیم بلكه دیگرانند‌ (یعنی تو و پیروانت هستید) و ستایش مخصوص خداست.»2

ـ دیدی خدا با خاندانت چه كرد؟

ـ جز زیبایی ندیدم! آنان كسانی بودند كه خدا مقدّر ساخته بود كشته شوند و آنها نیز اطاعت كرده و به سوی آرامگاه خود شتافتند و بزودی خداوند تو و آنان را (در روز رستاخیز) با هم روبرو می‎كند و آنان از تو، به درگاه خدا شكایت و دادخواهی خواهند كرد، اینك بنگر كه آن روز چه كسی پیروز خواهد شد، مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه!

ابن زیاد از این جملات صریح و تند زینب كبری ـ سلام الله علیها ـ بسیار خشمگین شد و خواست تصمیم سوئی بگیرد ولی یكی از حاضران به نام «عمرو بن حُرَیث» گفت: «امیر! این یك زن است و كسی زن را به خاطر سخنانش مؤاخذه نمی‎كند.»

ابن زیاد بار دیگر خطاب به زینب ـ سلام الله علیها ـ گفت: «خداوند دلم را با كشته شدن برادر نافرمانت حسین و خاندان و لشكر سركش او شفا داد.»

زینب ـ سلام الله علیها ـ فرمود: «به خدا قسم مهتر مرا كشتی، نهال مرا قطع كردی و ریشه مرا در آوردی، اگر این كار مایه شفای توست، همانا شفا یافته‎ای.»

پسر زیاد كه تحت تأثیر شیوایی كلام زینب قرار گرفته بود، با خشم و استهزاء گفت: «این هم مثل پدرش علی سخن پرداز است؛ به جان خودم پدرت نیز شاعر بود و سخن به سجع می‎گفت.»

زینب فرمود: «زن را با سجع گویی چه كار؟» (حالا چه وقت سجع گفتن است؟)3

باری عبیدالله بن زیاد انتظار داشت، زینب مصیبت زده و عزیز از دست داده، با یك طعنه، به زانو در آید، اشك بریزد و عجز و لابه كند! اما زینب شیر دل ـ سلام الله علیها ـ كه شجاعت و شهامت و وضاحت را از پدرش علی ـ علیه السلام ـ به ارث برده بوده، سخنان او را درهم شكست و غرورش را در هم كوبید.

به راستی، در تاریخ بشر كدام زنی را می‎توان یافت كه شش یا هفت برادر او را كشته باشند، پسری از وی به شهادت رسیده باشد، ده نفر از برادر زادگان و عمو زادگان او را از دم تیغ گذرانده باشند و سپس او را با همه خواهران و برادر زادگان اسیر كرده باشند، آنگاه بخواهد در حال اسیری و گرفتاری از حق خود و شهیدان مكتب پدر و برادرش دفاع كند؟!4

___________________

1. الحمدْ للهِ الذی فَضَحَكُم وَ قَتَلَكُمْ و أكذَبَ اُحدوثَتَكُم.

2 . اِنما یفتَضِحُ الفاسِقُ و یكذِبُ الفاجِرُ و هْوَ غَیرُنا و الحمدُ للهِ. (شیخ مفید، الارشاد، قم مكتبه بصیرتی، ص 244).

3 . سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، قم، منشورات مكتبه الدّاوری، ص 68.

3. سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 197؛ نقل از كتاب بررسی تاریخ عاشورا، دكتر آیتی بیرجندی، ص 203.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

خورشید عالم تاب

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • توحیدی
  • معرفتی

Random photo

کمال مدّعای همه مکاتب‏

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس